تبليغاتX
بیان نو

بیان نو

بیان قرآن بیان حق است و بیان حق بیان آزادی است.

بحران هسته ای، مسئله ای ساختگی

 

 

مردم جهان از قدرت تخریبی سلاح اتمی پس از دو بار استفاده از آن توسط یک دمکراسی، ایالات متحده آمریکا برای جبران ضعف نظامی خود دربرابر امپراطوری ژاپن در هزاران کیلومتری خود، و کشتن و مصدوم کردن صدها هزار انسان در چند دقیقه، آگاه شدند. در جهان جنگ زده اواسط قرن بیستم، چند کشور سلطه گر خود را به این ابزار ضد حیات مجهز نمودند. در نیمه دوم همان قرن، سرزمین کوچک و تازه تولد یافته اسرائیل به کمک عوامل فرانسوی خود به این سلاح کشتار جمعی مجهز شد و گفته می شود اکنون بیش از دویست و پنجاه کلاهک اتمی را در اختیار دارد. قدرت تخریبی و پراکنده گی این اسلحه خطرناک در جهان باعث شده است اکنون اهمیت در اختیار داشتن آن نه به عنوان سلاحی تهاجمی، بلکه به مثابه ابزار بازدارندگی تلقی شود. خطر تهاجمی بودن آن اما هنوز برای قدرت های بزرگی که قادرمی باشند پی آمدهای بعداز به کارگیری آن را تحمل کنند وجود دارد، همچنان که  شاهد به کار بردن آن توسط آمریکا با هضم آسان پیامدهای آن بودیم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت 21:1  توسط هادی قدسی  | 

پیری زودرس یک انقلاب

علی امیری/نویسنده ی افغان و استاد دانشگاه ابن سینای کابل

از انقلاب اسلامی به رهبری آیت‌الله خمینی در ایران، درست، سی و سه ‌سال
می‌گذرد. عدد سی و سه مانند عدد هفت و ده و دوازده معنای رمزی و سمبلیک
دارد. سی و سه رمز جوانی و اقتدار است. در کتاب مقدس آمده است که مسیح در
سی وسه سالگی به صلیب کشیده شد. و دربهشت مردان همیشه سی وسه ساله‌اند،
یعنی در اوج توانایی و نیرومندی. اما انقلاب اسلامی ایران درست درسن و
سالی که باید اوج اقتدار و جوانی‌اش باشد، پیر و فرتوت شده است. این پیری
به‌یقین دلایلی دارد. دراین‌جا می‌کوشیم که مروری داشته باشیم بر دلایل
این پیری زودرس. پیش از آن اما باید دید که چرا این انقلاب را پیرمی‌خوانیم؟

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اسفند 1390ساعت 0:6  توسط هادی قدسی  | 

مبارزه با سانسور

به دلیل حمله سایبری به سایت انقلاب اسلامی در هجرت و مبارزه با سانسور تصمیم گرفتم که به انتشار مطالب آن سایت بپردازم. از مسئولان آن سایت دعوت می کنم مطالب جدیدشان را برای من ارسال کنند تا آن جائی که می توانم منتشر نمایم.

مصاحبه آقای بنی صدر با رادیو عصر جدید- صوتی

http://www.4s.io/mp3/XEyt9Wv_

 از هم وطنان بلاگر دعوت می کنم به این مبارزه بپیوندند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1390ساعت 18:11  توسط هادی قدسی  | 

غرب نگه دار نظام ولایت مطلقه فقیه است

بعداز کشته شدن قذافی، یکی از رادیوهای اروپائی از یک صاحب نظر سیاسی خارجی پرسید، بعداز قذافی باید منتظر چه باشیم؟ او بی درنگ جواب داد، حالا نوبت اسد و احمدی نژاد است. هرچه گشتم تشابهات بین احمدی نژاد و بشاراسد را در ذهنم گردآورم تا دلیل یا دلائل آن اظهار نظر را که البته فراگیرهم می باشد بیابم، عقلم به جائی نرسید. شاید افتراقات فراوان میان آنان به من اجازه نمی دادند پی به شباهت آن دوببرم. عمده ترین افتراق اما، مادام العمری حاکمیت اسد وتمام شدن دوران ریاست جمهوری نیم بند احمدی نژاد در دوسال پیش رو است. با این حال، این سئوال جای طرح کردن دارد که سبب این همه صرف وقت وحملات از داخلی و خارجی به سوی احمدی نژاد ازچه بابت اند؟ مثال ها فراوانند و ازهمه جدید تر، شلاق خوردن یک هم وطن به دلیل توهین به احمدی نژاد می باشد. همه می دانند فرماندهی نیروهای انتظامی کسی دیگر است، رئیس قوه قضائیه از همان کس فرمان می برد و آمریت دستگاه قضا و سرکوب، همه و همه این ها با شخص رهبر ، ویا اقلا مسئولیتشان با او می باشد. با این وجود، در شگفتی می بینیم مسئول باید احمدی نژاد باشد که فحش خورده است. تبلیغات عظیمی به راه می افتد که "فحش دهنده به احمدی نژاد" شلاق خورد و تصویربدن مجروح او بر هر صفحه رایانه ای که به دنبال خبری میگردی به چشم می خورد. دفتر ریاست جمهوری اطلاعیه صادر می کند که احمدی نژاد با شلاق زدن مخالف است و از کسی هم شکایتی نکرده. اما می بینیم این نوع اطلاعیه ها، نه در داخل و نه در خارج از کشور لیاقت انتشار ندارند زیرا مقصر نباید مقامی جز احمدی نژاد باشد، به علاوه عطش مردم را به داشتن یک جامعه مدنی زیاد می کنند. در هر حال همه فتنه ها باید از گور او بیرون آیند و بس. واین امر عمومیت داشته و دارد، از درون نظام گرفته تا اوپوزیسیون و دولت های بیگانه و به تبع آن، رسانه های آنها.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1390ساعت 10:40  توسط هادی قدسی  | 

میرحسین موسوی و خودکامگی رهبری

اکبر اعلمی در وبلاگ خود متن دفاعیه میرحسین موسوی را به عنوان نخست وزیر و عضو شورای باز نگری قانون اساسی از طرح ارائه شده مربوط به اصل 177 را به این شرح انتشارداده است:

 

میرحسین موسوی: " يكي از مزاياي اين طرح مشكل بودن تغيير قانون اساسي است. براي اين كه هر لحظه در جامعه چنين موجي و چنين احساسي وجود نداشته باشد كه قانون اساسي را خيلي راحت ميشود عوض كرد. در قانونگذاري، طراحي براي آينده، طمع كردن دشمنها و امثال اينها ممكن است جوهاي فشاري براي دگرگون كردن قانون اساسي را در كشور به وجود بياورد كه برخورد با آن كار ساده اي نباشد. ما هر چه قدر تغيير قانون اساسي را مشكل بكنيم راحت تر عمل خواهيم كرد و قانونهاي محكمتري خواهيم داشت و روشنتر پيش خواهيم رفت براي همين خود مشكل كردن اين كار به اعتقاد من يك اصل است و ما راحت نبايد مثل قانون عادي يك راه حلهايي را پيشنهاد بكنيم كه آني منجر بتواند بشود به قانون اساسي. ما فردا نمي دانيم كه چه اتفاقاتي در كشور مي افتد. اين گروه آن گروه در حكومت باشند در مجلس در اينجا و آنجا باشند اينها خيلي ساده يك جو فشاري را براي عوض كردن قانون اساسي ايجاد بكنند اين يك نكته است.

نكته دوم اين هست كه گفته ميشود كه ممكن است اين مخل اختيارات رهبري باشد. در اين پيشنهادي كه ما داديم دو جا رهبري به طور قاطع دخالت ميكند. وقتي مسأله در مجلس تصويب شد ميتواند رد بكند، مي تواند قبول بكند. مي تواند بعضي قسمت هايش را قبول و بعضي قسمتهايش را رد بكند. تازه بعد از تصويب قضيه هم رهبري حق رأي دارد و اين شبهه اي كه هست كه ممكن است يك چيز غير اسلامي و اينها بيايد اصلاً اين غير عادي است. وقتي كه رهبر تصويب كننده خواهد بود، تصور اينكه رهبر يك چيز غير شرعي را انتخاب بكند و به اصطلاح تصويب بكند نيست. هميشه اهرم دست رهبر هست كه بخواهد كج برود مجلس مي گويد اينرا امضاء نمي كنم. اينرا تصويب نمي كنم و به رأي نمي گذارم. براي همين نظارت رهبر به صورت عالي در اين مجلس خواهد بود و همه متوجه خواهند بود كه اگر فرضاً اصل 12 را بخواهند عوض كنند رهبر هست كه بگويد من اينرا امضاء نمي كنم يعني مجلس بازنگري و شوراي بازنگري كار خودش را درست بكند براي همين به طور كامل به اعتقاد من مسأله رهبري در اينجا مطرح است فقط اين حسن را دارد كه عملا مسأله زمزمه تغيير قانون اساسي از خود رهبر شروع نشده اين به نفع رهبري است كه اشراف دارد بر جمعيت (24/03/1368)".

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم تیر 1390ساعت 0:6  توسط هادی قدسی  | 

پایان عصر روشنفکری دینی؟

از ابوالحسن بنی صدر .

      چند سال پیش، از من خواسته شد به این پرسش پاسخ دهم: آیا عصر روشنفکری دینی پایان یافته است؟ به تازگی باز از من خواسته شد نظر خود را در باره روشنفکری دینی و روشنفکر دینی بنویسم. ادگار مورن، فیلسوف و جامعه شناس فرانسوی، در مقاله (لوموند 25 آوریل 2011 ) خود، این واقعیت را باز می گوید:

     «اما نیرومندی خودجوشی، ضعف آن نیز می شود. از زمانی ضعف می شودکه کار دیگر نه ویران کردن یک دیکتاتوری که بنای یک دموکراسی است. البته، در نسل جوان در جنبش، یک غلیان خلاق وجود دارد. اما این غلیان از بی نظمی جدائی ناپذیراست. مساعد انشعابها و سرگشتگی ها است. کار را یا سر به اطاعت فرود آوردن زودرس و یا اظهار توقعاتی می کشاند که، بلافاصله، برآوردنی نیستند. هم اکنون، در فرانسه، در اروپا، فقدان اندیشه ای در باره بغرنجی انسان، در باره جامعه، در باره فراگرد تاریخی جهانی شدن وجود ندارد. وجود نداشتن این اندیشه مانع از آنست که در برابر شتابان رفتن جهان به لجه نیستی، واکنشی ابراز و جهت حرکت به زندگی تغییر داده شود.»

    

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ششم خرداد 1390ساعت 22:35  توسط هادی قدسی  | 

سرنوشت بنی صدر

   استبداد گری را که ما ایرانیان  بدان خو کرده ایم، در محدوده شخصی( درونی) آن تا محیط خانواده واز آن تا سطح جامعه، اثرات مخربی را بر دریافت و جهان بینی مان گذاشته است. این اعتیاد هرساعت و هر روزمان را گرفتار بحران کرده است. فضای ذهن اعتیاد که خود ساخته ایم است که به مستبد ها فرصت حکومت کردن بر ما را داده است ومی دهد. در واقع، همین ذهنیت استبداد گرا است که مانع اصلی بروز اخلاق مردم سالاری در درون ما می باشد تا عقیده ای که موافق ما نباشد را محترم بداریم.

    یکی از فرآورده های استبداد ذهنی، باور داشتن به استبداد خوب و استبداد بد است. در نتیجه این باور باطل یا توهم، در چارچوب استبداد ولایت فقیه که نماد بیرونی این باور درونی می باشد، به دنبال مردم سالاری (دینی یا غیر آن) می گردیم که در تجربه بر ما معلوم شد سرابی بیش نیست. با وجود این، بر آن باور نا به جا سماجت می کنیم و هم چنان به دنبال انتخاب بین "بد وبدتر" بوده ایم.  اکنون که خود را در وضعیت "بدترین" می یابیم، خود را ناگزیر می بینیم از انتخاب میان بدترین "جن گیر" وبد تر ازبدترین "غیرجن گیر". این چنین مراحل سقوط از انسانیت (آزادی) را یکی پس از دیگری طی می کنیم تا به مرحله تلاشی برسیم.

   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اردیبهشت 1390ساعت 23:8  توسط هادی قدسی  | 

جنبش های منطقه ای و سلطه گری

 پیش ازاین در مقاله "توطئه گری" دیدیم  ظن به توطئه در سیاست که در پی عدم شفافیت در تصمیم گیری ها و حوادث رخ داده ای که دلیلی بر انجامشان ارائه نگردیده اند، عملی عقلانی و حتی برای دوام دمکراسی، استقلال و آزادی لازم است. مظنون نشدن به چنین رخ دادهای سیاسی، چیزی جز ساده اندیشی و قبول تسلط سلطه گر نیست.

می دانیم طی قرن بیستم میلادی به میمنت وجود دولت های عشیره ای و استبدادی در خاور میانه وایران، قدرت های اروپائی و آمریکا و شوروی توانستند در حین عقب نگه داشتن آنها، ثروت ها و منابع این کشورها را به یغما برند. اواسط قرن بیستم میلادی، جهان شاهد یک حادثه بزرگ در تاریخ بود و آن تاسیس کشوری مذهبی- قومی به پشتیبانی قدرت های جهانی با اشغال یک سرزمین و بیرون راندن ساکنان آن بود. به این ترتیب، با تشکیل اسرائیل از سال 1947 به این سو، بر استراتژی اقتصادی که به چپاول گری منابع و ثروت های کشورهای منطقه به ویژه نفت خلاصه می شد، استراتژی مذهبی-قومی هم اضافه گردید. در نتیجه، از آن تاریخ کشورهای منطقه با دومعضل روبرو هستند، یکی به تاراج رفتن ثروت ها ی  طبیعی و دیگری تحمل کشوری اشغال گر و قوم گرا. درست است که در ظاهر امر این کشور تازه موجود مخارج زیادی را روی دست ابرقدرت های حامی خود، مخصوصا آمریکا گذاشته است، اما واقعیت این است که تشنجاتی که وجودش در منطقه ایجاد کرده، فرصت هرگونه حرکت مردم منطقه به سوی آزادی واستقلال و رشد را از آنان گرفته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390ساعت 0:13  توسط هادی قدسی  | 

توطئه گری

 

  جنبش های اخیر که با سرعتی سرسام آور بعضی کشورهای عربی را درخود گرفت، به موازات تصمیمات وحرکات نظامی سریع و خارق العاده جهان غرب، سئوالات و گمانه زنی های بسیاری را نزد مردم جهان به جودآوردند که رسانه ها کم تر به آنها می پردازند. آن چه شنیده و گفته می شد، انقلاب "مردم" مصرو تونس و لیبی و..بود که بر ضد حکومت های مستبد خود قیام کرده اند. "مردم" ی که حتی رقم دو ویا سه درصد جمعیت آن کشورهارا تشکیل نمی دهند. با این وجود، ناگهان دمکراسی برای غرب از چنان تقدسی برخوردار می شود که درمدت کوتاهی نیروهای نظامی خود را به کمک آن "مردم" می فرستد تا آنان را از زیر سلطه حاکمان مستبدی که دست نشاندگان خودش باشند، رها سازد. از سوی دیگر، قیام درصدی بالا از مردم بحرین برای رهائی، توسط دست نشاندگان سلطه گران طرف دار دمکراسی مردم را به خاک و خون می کشند. به این ترتیب، گوئی رسم نوینی در منطقه خاورمیانه پیاده شده است مبنی براین که بعضی "اقلیت" های آزادی خواه را باید بانیروی واکنش سریع نظامی حمایت کرد! و برخی دیگر را سرکوب نمود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390ساعت 22:9  توسط هادی قدسی  | 

انقلاب در کُما

 

چنین به نظر می رسد که فعالان سیاسی ما، به خصوص جوانان، اهمیت چندانی به موقعیت تاریخی اقدام به عزل اولین منتخب مردم، یا کودتای خرداد 1360را، در تحلیل ها و بازشناسی آن چه در کشور گذشته که سازنده و ترتیب دهنده وضع حال است، نمی دهند. شاید لازم باشد به کوتاهی، به خصوص برای جوان ترها، آن چه بر انقلاب گذشت را فهرست وار از نظر بگذرانیم وآن تجربه را برای ساختن آینده همواره مد نظرخود قراردهیم.

 پس از این که ملت ایران، یک پارچه با شعار استقلال و آزادی موفق به سقوط نظام استبدادی شاهنشاهی شد، غرب و اسرائیل که منافع خود را با برقراری حاکمیت مردم در ایران درخطر می دیدند، به فکر چاره افتادند. در حالی که مردم هنوز در هیجانات انقلاب به سر می بردند، توسط حسن آیت پیشنهاد قرار دادن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی به مجلس خبرگان ارائه شد. یادآوری می کنم که حسن آیت در حالی که از رهبران حزب جمهوری اسلامی بود، عضو حزب زحمتکشان مظفر بقائی هم بود که در کودتای 28 مرداد بر ضد حکومت ملی دکتر مصدق شرکت فعال داشت. عده ای روحانی تشنه قدرت بااستقبال از این طرح، آن را به تصویب رساندند و باردیگر زمینه استبداد را برای کنار زدن مردم پایه نهادند. ابوالحسن بنی صدر و تنی چند از نمایندگان خبرگان بااین طرح مخالفت کردند. او که در میان مردم به "ضد ولایت فقیه" شهرت یافته بود، خود را در انتخابات ریاست جمهوری نامزد کرد. بدون داشتن حزب و یا پشتیبانی رسمی احزاب و یا گروه های سیاسی، مردم به صورت خود جوش، در روستاها و شهرها برای انتخابات بسیج شدند و با 76 درصد او را که ضد ولایت فقیه بود، به ریاست جمهوری برگزیدند. این انتخابات پیامی بود برای استثمار خارجی و استبداد داخلی، که مردم هم چنان خواستارومصمم به برقراری حاکمیت خویش هستند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ششم فروردین 1390ساعت 16:58  توسط هادی قدسی  |